Make your own free website on Tripod.com

!خوش‌آمديدمقالات
جستجو


عناوين
متن
جان نوبل ويلفورد


از ميان تمام تمدنهاي عصر برنز، تنها تمدن اينكا، در آمريكاي شمالي است، كه فاقد زبان مكتوب است، و اين استثنا، براي مردم‌شناساني كه عادتا، نگارش (writing) را يكي از ويژگي‌هاي معرف يك فرهنگ زنده و پيچيده، براي تعيين سطح تمدن مي‌دانند، قابل‌قبول نيست.

از ويژگي‌هاي ديگر تمدن اينكا شواهد زيادي بجا مانده: بناهاي يادبود، فنآوري، بناهاي سياسي، اجتماعي و شهري، براي انتقال مردم و منابع. تمدنهاي بين‌النحرين، مصر، چين و مايا در مكزيك و آمريكاي مركزي، همه اينها را داشته‌اند، به اضافه نگارش.

تنها نمونه احتمالي رمزنويسي و ثبت اطلاعات اينكاها، ريسمانهاي گره‌دار مرموزي، موسوم به خيپو (khipo) است.

اين گره‌ها، چيزي مثل گره ملوانها يا ايگل اسكاتها (Eagle Scouts) نيستند. طبق نظر رسمي متخصصان، بيشتر خيپوها (يا quipo با املاي اسپانيايي) به صورت ريسمانهاي گره‌داري كه از بندهاي (cords) افقي آويزان هستند، ساخته شده‌اند، به نحوي كه مي‌توانند نشان‌دهنده ارقام شمارش و ثبت شده باشند. خيپوها احتمالا چرتكه‌هايي منسوج، و اسنادي كه سخت نوشته مي‌شدند، بودند.

ولي بررسي موشكافانه حدود 450 عدد از 600 خيپوي باقيمانده، اين تفسير را زير سؤال برده است. با اينكه، ممكن است، آنها، اصلا، وسايل محاسبه باشند، اكنون تعداد زيادي از پژوهشگران فكر مي‌كنند، بعضي از خيپوها غيررقمي هستند، و احتمالا نوعي نگارش ابتدايي مي‌باشند.

شايد، رمزگشايي و خواندن اين وسايل داراي ريسمانهاي گره‌دار، داستانهايي از امپراتوري اينكا در آمريكا را، كه تا پيش از استيلاي اسپانيايي‌ها در سال 1532، بسيار گسترده بود، آشكار كند.

به گفته دكتر گري ارتن از هاروارد (Dr. Gary Urton) اگر خيپو واقعا ابزار يك سيستم نگارش (medium of a writing system) باشد، با همه خطهاي باستاني شناخته‌شده، كه از 5000 سال پيش، با خط ميخي، آغاز شدند، كاملا فرق دارد. خيپو، اطلاعات را بوسيله علائم ترسيمي (graphic signs) كلمات، ثبت نمي‌كند، بلكه، نوعي رمزنويسي دودويي سه‌بعدي (three-dimensional binary code) ، مشابه زبان كامپيوترهاي امروزه را، به كار مي‌گيرد.

دكتر ارتن، مردمشناسي كه با مك‌آرتور (MacArthur) همكاري مي‌كند، مي‌گويد كه، اينكاها، اين ريسمانها و گره‌ها را براي رساندن معاني خاصي، به وجود آورده‌اند. خيپوسازان، با انباشت گزينه‌هاي دودويي (accumulation of binary choices) اطلاعات را، در يك سيستم مشترك نگهداري اسناد (a shared system of record keeping) ، كه در سراسر قلمرو اينكا، قابل خواندن بود، رمزنويسي و ذخيره مي‌كردند.

دكتر ارتن، مي‌گويد، در كتابش، "Signs of the Inka Khipu" كه ماه بعد توسط انتشارات دانشگاه تگزاس منتشر مي‌شود، براي اولين بار، اركان (elements) سازنده خيپو را معرفي مي‌كند. او مي‌گويد، اين گره‌ها، ظاهرا، همانند ”روند نگارش برنامه‌هاي كامپيوتري رمز‌نوشته با اعداد دودويي (1/0)“، در زنجيره‌هاي رمزنوشته همسان (coded sequences analogous) ، مرتب شده‌اند.

هنگامي كه كسي پيامهاي پست الكترونيك را تايپ مي‌كند، آنها در داخل كامپيوتر به شكل زنجيره‌هاي هشت‌رقمي 0ها و 1ها درمي‌آيند. پيامهاي رمزنوشته دودويي، به كامپيوتر ديگري فرستاده مي‌شوند، كه در آنجا، دوباره به همان خط آشناي مورد استفاده فرستنده، ترجمه مي‌شود. دكتر ارتن مي‌گويد، ظاهرا اطلاعات اينكاها به شكل زنجيره‌هاي هفت‌بيتي رمزنويسي شده است.

هر زنجيره، بايد يك شناسه (identity) يا عملكرد (activity) داشته باشد. به تخمين دكتر ارتن، با احتساب گونه‌هاي احتمالي ناشي از اختلاف رنگها و بافتهاي ريسمانها، خيپوسازان بيش از 1500 واحد مستقل اطلاعات، در اختيار داشته‌اند. درحاليكه، سومريها كمتر از 1500 علامت خط ميخي، و مصري‌ها كمتر از 800 علامت هيروگليف داشتند.

دكتر ارتن اذعان دارد كه، اثبات تفسيرش از سيستم نگارش خيپو، سخت است. هيچ داستان خيپويي‌اي رمزگشايي نشده است. فاتحان اسپانيايي، كه مي‌پنداشتند، اين ريسمانهاي گره‌دار حاوي گزارشهاي مذهبي و تاريخي اينكاهاست، هركدامشان را كه مي‌يافتند، به عنوان اشياي بت‌پرستانه نابود مي‌كردند. توصيفات اندك به‌جامانده از كاشفان و مبلغان، در باره خيپوها، فاقد شرح كافي براي فهم روش ساختن و خواندن اينكاهاست.

كارشناسان ديگر اينكا، عموما، قبول دارند كه ممكن است خيپوها به عنوان وسيله حسابداري يا يادآوري به كار رفته باشند، و ممكن است ابزاري براي ثبت اطلاعات تاريخي بوده باشند. ولي آنها در مورد فرضيه رمزنويسي دودويي دكتر ارتن سكوت مي‌كنند.

از دكتر گالن بروكاو (Dr. Galen Brokaw) متخصص متون باستاني آند (Andean) ، در دانشگاه ايالتي نيويورك در بوفالو، در مقاله‌اي در باره خيپوها، در شماره 13 ژوئن مجله Science نقل‌قول شده است كه: ”كارشناسان جدي‌تر خيپو، امروزه معتقدند، آنها بيشتر وسايل يادآوري بوده‌اند، و شايد هم چيزي بيشتر“.

دكتر پاتريشيا جي ليون (Dr. Patricia J. Lyon) از مؤسسه مطالعات آند، در بركلي، كليف، عقيده خود در مورد كيپوها - يعني وسايل يادآوري، با علامتهاي لمسي و بصري شخصي، براي فراخواني اطلاعات به خاطر سپرده شده سازنده - را تغيير نداد. اگر اينگونه باشد، خيپو نوعي نگارش نيست، چون معناي آن را تنها سازنده‌اش، يا كسي كه با آن گزارش يا داستان به خاطر سپرده شده، آشنا باشد، مي‌فهمد.

دكتر ليون مي‌گويد: ”مردم احساس مي‌كنند، براي بالا بردن اينكاها، جدا لازم است نشان بدهيم، خيپوها نوشته هستند.“

دكتر ارتن در مصاحبه‌اي گفت كه بزودي ديگران هم مي‌توانند نظريه او را بيازمايند، و احتمالا الگوها و كليدهاي ديگري، در خيپوهاي مورد مطالعه وي بيابند. قرار است، ساخت يك پايگاه داده مفصل، كه با كمك مالي بنياد ملي دانش (National Science Foundation) و ياري دكتر كري برزين (Dr. Carrie Brezine) ، يك بافنده و رياضيدان هاروارد، تهيه مي‌شود، پاييز امسال پايان يافته و سرانجام آماده استفاده برخط (online) شود.

به عقيده كارشناسان فرهنگ پروي كهن، انتخاب منسوجات، به عنوان ابزاري براي نگارش، قابل‌قبول است. سومريها و بابليها روي خاك رس مي‌نوشتند، مصريها روي سنگ و پاپيروس مي‌نوشتند. به هر حال، ممكن است اينكاها منسوجات را براي ذخيره و انتقال دانش به كار برده باشند، چون منسوجات، نشانگر متداول جاه، ثروت و اقتدار سياسي آنها بوده‌اند.

دكتر هدر لچمن (Dr. Heather Lechtman) باستانشناسي از انستيتو تكنولوژي ماساچوست، كه در فنآوري آند باستان تخصص دارد، مي‌گويد كه: ”الياف، حتي پيش از اينكاها، قلب فنآوري‌هاي آند، از هر نوع، بودند، براي همين، اينكه اين مردم در انديشه استفاده از خيپوها، براي چيزي مثل نوعي سيستم نگارش افتاده باشند، مرا متعجب نمي‌كند.

مهاجرين اسپانيايي اوليه، گزارشهايي از برخورد با اين عمل دارند. طرحي از يك خيپوساز، در يك انبار اينكايي، ظاهرا، منعكس‌كننده اين ديدگاه است كه، ريسمانهاي گره‌دار، براي حفظ نوشته به كار مي‌روند. يك وقايع‌نگار يسوعي مي‌گويد كه خيپوها، دفتر و دستكهايي بودند، كه حسابداران و مباشران براي ”يادآوري دريافتها و زيانها“ به كار مي‌بردند.

گزارش ديگر از مسافران اسپانيايي‌اي مي‌گويد، كه به پيرمرد سرخپوستي برمي‌خورند، كه مي‌خواسته، خيپويي را كه با خود داشته پنهان كند. اين سرخپوست در بازجويي، ادعا مي‌كند كه فعاليتهاي ”خوب و بد“ فاتحان، در آن خيپو ثبت شده است. اسپانيايي‌ها، خيپو را مي‌سوزانند و سرخپوست را مجازات مي‌كنند.

ظاهرا، محققان، تا دهه 1920، به توافقي بر سر محتويات خيپوها نمي‌رسند. يك مورخ علم به نام ال للند لاك (L. Leland Locke) با مطالعه موزه تاريخ طبيعي آمريكا، در شهر نيويورك، نتيجه گرفت كه آنها نمايشگر آرايش متعارف (conventional scheme) نگارش نيستند، بلكه علائم ثبت ستونهايي از اعدادند. حتما، خيپوسازان، دفترداري مي‌كرده‌اند.

تا دو دهه پيش، نظر غالب، اين بود. زن و شوهر پژوهشگر، دكتر رابرت اشر (Dr. Robert Ascher) يك باستانشناس بازنشسته كرنل، و دكتر مارسيا اشر (Dr. Marcia Ascher) يك رياضيدان در كالج ايتاكا، با اعلام اينكه، به نظر مي‌رسد، اعداد، در خيپوها، هم به عنوان عدد و هم به عنوان برچسب (label) به كار رفته‌اند، دوباره باب بحث را گشودند. آنها تخمين زدند كه حدود 20 درصد خيپوهاي موجود، ”قطعا غيررقمي“ (clearly nonnumerical) هستند، و بايد نمونه‌هايي از شكل اوليه نگارش باشند.

بعد، دكتر ارتن اين نظر را گرفت. به نظر او، يك سازنده خيپو، گروهي از گزينه‌ها، شامل نوع و رنگ رشته‌ها و هر كدام از گره‌ها در اختيار داشته است. هر گزينه، در ساختن يك رقم دودويي (binary signature) دخيل بوده است. پيكربندي (configuration) هر رشته‌اي، مي‌توانست، تقريبا همان طور كه علائم ترسيمي، در انواع معمول نگارش عمل مي‌كنند، نشانگر علائمي كه براي مقدار، شيء يا رويدادي، وضع شده‌اند، باشد.

دكتر ارتن، كه از اين كشف به وجد آمده، در كتابش مي‌گويد كه اينكاها ”مي‌توانستند تمامي نشانه‌هاي (notations) فاعل-مفعول-فعل را در خيپو ثبت كنند“.

دكتر ارتن، پژوهش خود را ابتدا، بر روي نمونه‌هاي خيپوي موزه‌هاي ايالت متحده، آلمان و پرو انجام داده است. در نتيجه يك كشف در 1997، در شمل پرو، در محل تدفين فرهنگ چاچاپويا (Chachapoya) 32 خيپو، با انواع الگوهاي ريسماني متنوع و پيچيده كم‌نظير، يافت شد. رشته‌هاي (strands) آويزان از بند افقي، خودشان داراي آويزهاي (pendants) دومينه (secondary) و سومينه (tertiary) بودند.

او نوشته، اين پيوستهاي آويخته چندگانه (complex pendant attachments) ”بايد يك شيوه مهم رمزنويسي دودويي، در خيپوها باشد“.

بررسي دقيقتر پايگاه داده جديد دكتر ارتن، كه حاوي اركان خيپو است، توسط متخصصيني از قبيل زبانشناسان و كارشناسان الگوشناسي (pattern-recognition) مي‌تواند حمايت گسترده‌تر از فرضيه نگارش را به ارمغان آورد.

دكتر لچمن از M.I.T مي‌گويد: ”هنوز خيلي زود است كه بگوييم چه خواهد شد“.

كشف يك ”سنگ رزتاي“ (Rosetta stone) اينكايي، يعني سنگ‌نوشتي سه‌زبانه، كه سرانجام، متخصصين را قادر به كشف رمز هيروگليف‌هاي مصري كرد، سرنوشت‌سازتر است.

حاكم يك مهاجرنشين، ترتيبي داد كه خيپوسازان چند ريسمان را ”بخوانند“ و كاتبان آنها را به اسپانيايي ثبت كنند. اگر تنها اين خيپو حفظ مي‌شد، مي‌توانست شروع خوبي براي رمزگشايي باشد.

در سال 1996، يك سنگ رزتاي آينده، بوسيله يك مورخ آماتور ايتاليايي، كه ادعاي يافتن ترجمه اسپانيايي يك آواز رمزنوشته به خيپو را داشت، يافته شد. ولي پژوهشگران ديگر، امكان بررسي اين شيء را نيافتند، و دكتر ارتن مي‌گويد كه، ابهامات زيادي در مورد اصالت آن هست.

دكتر ارتن، اميد زيادي به انجام يك كشف مهم در ميان اشياي چاچاپويا دارد. به نظر مي‌آيد بيشتر خيپوهاي آنجا، متعلق به دوره اوليه مهاجرنشيني باشند. به همين دليل، به احتمال زياد، پيامهاي رمزنوشته آنها، مانند سنگ رزتاي پرطرفداري با نگارش اينكايي، در اسناد اسپانيايي ترجمه و ثبت شده‌اند. اگر، اينگونه باشد، اينكاها با ريسمانها و گره‌ها مي‌نوشتند.


ترجمه: همايون اسلامي
12 آگوست 2003
منابع:

http://www.nytimes.com
تصاوير

صفحات ديگر
صفحه اول
اتصالات مرتبط
.نقل مطالب، با ذكر نشاني سايت، بلامانع است
تلگرام    سايت شخصي    سايت علوم    فال حافظ    مجله عين    ملاك    هنرسرا
All rights reserved to Homaioon Eslami.  .كليه حقوق براي همايون اسلامي محفوظ است