Make your own free website on Tripod.com

!خوش‌آمديدمقالات
جستجو


عناوين
متن
نيكولاس ويد


”منصفانه نيست!“ حرفي است كه در زمين‌بازي و، به شكلي هوشمندانه‌تر، در اجتماعات بزرگسالان، زياد شنيده مي‌شود. اكنون به نظر مي‌رسد كه ميمونها هم، دركي از انصاف (sense of fairness) دارند. طبق نتايج يك پژوهش، ممكن است اين احساس، جزئي از چسب اجتماعي داراي برنامه‌ريزي ژنتيكي (genetically programmed social glue) باشد، كه نمي‌گذارد اجتماعات نخستي ميمونها و انسانها ازهم‌بپاشند.

دكتر سارا اف برسنان (Dr. Sarah F. Brosnan) و دكتر فرانس بي ام د وال (Dr. Frans B. M. de Waal) دو پژوهشگر دانشگاه اموري (Emory University) طبق گزارشي كه امروز در مجله نيچر (Nature) به چاپ رسيده، به ميمونهاي كاپوچين (capuchin) ماده، مبادله پولك با تكه‌هاي غذا را آموخته‌اند. كاپوچين‌ها، جفت‌جفت در قفس بوده‌اند، ازاينرو، هر كدام از هم‌قفسي‌ها، مي‌توانستند هم‌قفسي ديگر را ببينند. اگر ميموني، در مقابل پولكش انگوري مي‌گرفت، و ميمون ديگر تنها تكه‌اي خيار كه كمتر مطلوب بود، اغلب ميمون مغبون، يا از دادن پولك براي مبادله امتناع مي‌كرد، يا از خوردن خيار خودداري مي‌كرد، كه هردو رفتار، بسيار غيرعادي هستند.

دكتر برسنان مي‌گويد، اين امتناعات، اغلب همراه با حركات (body language) مشخصي، مثل به زمين انداختن پولك يا خيار بود. معمولا اگر ميمون خيارگرفته، مي‌ديد هم‌قفسي‌اش حتي بدون اينكه پولك بدهد، انگور دريافت كرده، جلوه‌هاي خشم، دوچندان مي‌شد.

پژوهشگران مي‌گويند، اين رفتار نشان مي‌دهد كه، ميمونها دركي از عمل منصفانه (fair treatment) دارند و اگر انتظارشان برآورده نشود، واكنش منفي نشان مي‌دهند.

اين يافته، اين پرسش را مطرح مي‌كند كه، آيا درك انصاف، كه در همه جوامع وجود دارد، در خانواده و مدرسه آموخته مي‌شود، يا نه، رفتاري ذاتي (innate behavior) است كه بوسيله ژنها ايجاد مي‌شود.

دكتر برسنان مي‌گويد: ”در حقيقت ما فهميده‌ايم درك انصاف در يك نخستي به غير از انسان (nonhuman primate) به معناي تكامل‌يافته بودن اين رفتار و سودمند بودن آن است“.

اعتراض به عمل غيرمنصفانه، خودش، احتمالا، داراي مبنايي ژنتيكي در كاپوچينها و احتمالا در همه نخستي‌هاي اجتماعي، از جمله انسان، است.

به گفته دكتر برسنان، اين آزمايش غذايي، روي كاپوچينهاي نر انجام نشد، چون آنها در غذا با همه شريك مي‌شدند، درحاليكه ماده‌ها قوه تميز بيشتري داشتند، و تنها با آنهايي كه آنها را شريك مي‌كردند، شريك مي‌شدند.

اين موضوع ناشي از ساختار اجتماع كاپوچينها، كه سازگاني حرمسرايي (harem system) دارد، مي‌باشد. ميمون نر، همه را بدون محدوديت، در غذا شريك مي‌كند، چون اطرافيانش، يا همسرانش هستند، يا فرزندانش. ماده‌هاي حرمسرا، چنين محركي (incentive) ندارند، و شراكتشان آشكارا مبتني بر رابطه متقابل (reciprocity) است.

اين پژوهش بر روي ميمونها، جزئي از تلاش درازمدت زيستشناسان تكاملي، براي فهم مبناي ژنتيكي رفتار اجتماعي است. خودخواهي، شايد، بهترين راه، براي دادن ژنهاي بيشتر به نسل بعدي باشد، ولي تكامل تنها رمز موفقيت است. زيستشناسان، آغاز به فهم اين مسئله كرده‌اند كه رفتار هميارانه، تحت شرايط قابل‌تعريف حتمي (certain definable conditions) چگونه مي‌تواند بازده ژنتيكي (genetic payoff) بيشتري داشته باشد و اينكه ژنهايي كه اين رفتار را ايجاد مي‌كنند، چگونه بوسيله تكامل پشتيباني شده‌اند.

اين درك انصاف، كه در ميمونهاي كاپوچين كشف شده، ظاهرا، وجه ديگري از خزانه رفتارهاي اجتماعي ذاتي نخستي‌هاست.


ترجمه: همايون اسلامي
18 سپتامبر 2003
منابع:

http://www.nytimes.com
صفحات ديگر
صفحه اول
اتصالات مرتبط
.نقل مطالب، با ذكر نشاني سايت، بلامانع است
تلگرام    سايت شخصي    سايت علوم    فال حافظ    مجله عين    ملاك    هنرسرا
All rights reserved to Homaioon Eslami.  .كليه حقوق براي همايون اسلامي محفوظ است